|
محمد ایل بیگی
خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
سختی ها به ما می آموزد که زندگی را بیشتر قدر بدانیم
گاه بیش از آن که قدر زندگی اطراف خود را بشناسیم ، احساس ترس و تنهایی کرده ایم .
همان گونهن که رشد می کنیم زندگی دگرگونه می شود و این حققتی است بذیرفتنی .
آموختن بیشتر ، رشد بیشتر را به همراه می آورد .
آزردن ، ترسیدن ، تنها ماندن و گریستن . .. منزل های راه آموختن اند . . .
درک احساساتمان ؛ زندگی را عرصه نبرد و بیروزی می کند .
گذران دوران سخت از تو همان می سازد که هستی . . . سه شنبه 1388/08/19 :: 7:31 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
به نام نامی نام آوران نام آشنا . . .
سلام می کنم خدمت شما دوستان اینترنتی . . . انشالله تا حدودا چند هفته دیگه بحث و گفتگویی را در مورد ایران به راه خواهیم انداخت و نظر ها و پیشنهاد های شما عزیزان را در مورد کارهای انجام شده . در دست انجام و کارهایی را که انجام خواهد شد به راه خواهیم انداخت . البته تمامی نظرات . انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان از طریق این وب به ریاست جمهوری منتقل خواهد شد و به سمع و نظر ریاست محترم جمهوری خواهد رسید . مباحث قابل بحث در این وب : ۱- ریاست جمهور و نقش او در اداره کشور ۲- نمایندگان مجلس و نقش آفرینی در ایجاد رفاه برای مردم ۳- چگونگی مفید واقع شدن هدفمند کردن یارانه ها برای هم وطنان ۴- راه های پیشرفت . . .
با آرزوی سربلندی و موفقیت هرچه بیشتر ایران در پیشرفت و تعالی . . .
یا حق / محمد ایل بیگی جمعه 1388/07/24 :: 6:31 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
دل من . . . گاهی . .. گاهی که تنهایی. گاهى كه تنهایى، آینه برمىدارى و به چهره خویش مىنگرى، تا نیك و بد و زشت وزیباى آن را ببینى. یادداشتی از محمد ایل بیگی . . .
یکشنبه 1388/06/22 :: 11:21 قبل از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
دوستم . . . هم نفسم . . . در جستجوي حقيقتم. حقيقتي كه از من دور افتاده.......نه ...من از او دور افتاده ام. حقيقتي كه در گاه در ايامي خاص به دنبالش مي گردم و حال در همن ايام نيز جستارش برايم غريب است. در جستجوي زيبايي به هزار توي ذهن سر مي كشم . از وراي خاطرات كودكي و از پس پاكي آن سن و سال نوري را مي بينم... ذهن پر از زيبايي است....همچون طبيعتي بكر و همچون رودي جاري...اي كاش مسيراين رود درست باشد تا به دريا برسد.........
یا علی . . . در جستجوی حقیقت خلقت تو می گردم . . .
دراین شبهای پر برکت ما رو هم از دعا فراموش نکنید . .. یا حق . . .
شنبه 1388/06/21 :: 4:47 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
به نام او که همه چیز از اوست . . .
سلام دوستان . اول از همه باید از شما عذر خواهی کنم به خاطر اینکه تو این چند وقته نتونستم آپ کنم و یا اینکه به وب شما بیام و استفاده کنم . راسش تو این چند وقته خیلی خیلی سرم شلوغ بوده . تو این هفته فقط ۳ تا گزارش بستم و پخش شد . وقت سر خاروندن هم نداشتم . به هر حال . از همتون عذر می خوام . مطلب دیگه اینکه دوستان بسیجی ما به همراه خود من اومدن یه وب طراحی کردن که هم اخبار فارسی داره و هم اخبار اینگلیسی . در پایین اسم دو تا وبشون رو می نویسم . از شما خواهش می کنم که به این وب های تازه تاسیس و کم تجربه بیایید و یه خورده حداقل بازدید و نظرهاشون رو بالا ببریم . منتظر حضور شما هستیم . . . www.017news.blogfa.com وبلاگ فارسی دوستان www.017englishnews.blogfa.com وبلاگ اینگلیسی دوستان یا حق . . .
چهارشنبه 1388/06/18 :: 4:43 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
به نام خدا . . .
نمي دانم و نمي خواهم بدانم که از چه بگويم . از که بگويم و چرا بگويم . دوست دارم هر چه دل خواست بگويم . . دوست دارم هر چه دل خواست بخواهم . . . دل . . . دل من . . . هيچ وقت نبوده و نيست . . .هيچ وقت مهم نبوده و نيست . هيچ وقت نخواهند دانست درد دل را . . . گوش کن . اين چه صداييست . . . خيلي خيلي نزديک است . انگار کسي دارد قصه اي مي گويد . انگار کم کم مي توانم درکش کنم . قصه از ديوار و در مي گويد . قصه از در و ديوار مي گويد . . . در و ديواري کاه گلي . . . مادربزرگ استکان را لبريز از چاي مي کند . .. باراني تند در حال باريدن است . . . کم کم بوي خاک خيس به مشامم مي رسد . . . چه خوش بويي . .. چه زيبا حالي و چه خيس هوايي . . . ناگهان آن استکان . . . به مراتب تکه شد . . . دستان مادربزرگ خيس شد . . . بيشتر دقت کن . . . آسمان مي گريست . . . آسمان مي گريست از درد دستان مادربزرگ . .. حال مي شد دليل گريستن ابر را دانست . . . حال مي شد غرش آسمان را شنيد از درد . . . نه فقط درد مادربزرگ . . . خيس بود . . . دست او از خون خيس بود . . . دهانم مي خواست بجنبد . . . زبانم مي خواست بگويد . . . مادربزرگ . . . تو مرا مي فهمي . . . من تو را مي خواهم . .. و همين ساده ترين قصه يک انسان است . . . فصه از مادربزرگ گفت .. . قصه از من گفت . . . قصه از باران گفت . . . قصه از ديواري نازک و کاه گلي گفت . . . قصه از شيرواني شکسته گفت . . . قصه از انسان گفت . . . قصه از انسانيت گفت . .. قصه از آدميت گفت . .. قصه ادامه داشت . . . اما نه گوش شنوا . . . از همان روز . . . از همان روزي که با شلاغ و خون ديوار چين را ساختند . .. از همان روزي که يوسف را برادرها به چاه انداختند . . . آدميت مرد . . .گرچه آدم زنده بود . . . ليکن آدميت مرده بود . . . وقتي اين شعر به خاطرم مي آيد . . . دوست دارم گريه کنم . . .دوست دارم سيلاب اشکم را روي گونه هايم روانه کنم . . . دوست دارم حرف دل بزنم . . . آدميت . . . انسانيت . . . استکان . . . مادربزرگ . . . من . .. قصه من . . . گوش تو . . . دل تو . . . درد تو . . . چشمان اشک آلود تو . . . چه زيبا لحظه ايست . . . چه زيبا لحظه ايست بي صدا فرياد کردن . . . چه زيبا تصويريست . . . چه زيبا تصويريست تصوير فريادگر صامت . . . چه زيبا قصه اي . . . چه زيبا خوابي . . .چه راحت حالي . . . چه صاف و پاک آسماني . . . محمد ایل بیگی *** (کپی و هرگونه استفاده از این متن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد ) دوشنبه 1388/06/02 :: 1:38 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
شنبه 1388/05/31 :: 12:16 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
به نام او که انسان را عزت داد /شیطان را ذلت . . .
دوستان عزیز وب نویس / علاقه مندان به مطالب وب / سلام . . . امروز می خوام قسمتی از مصاحبه با شیطان رو براتون بنویسم . لطفا بعد از خوندن این متن نظرتون رو بگید . . . برای خوندن اون اینجا رو کلیک کنید . . .
ادامه مطلب ... سه شنبه 1388/05/27 :: 12:23 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
چهارشنبه 1388/05/14 :: 1:37 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
...
در پایان از شما خواننده عزیز تقاضا می کنم تا نظر خود را درباره این شعر به ما گزارش دهید تا در این وبلاگ به نمایش درآید .
با تشکر یکشنبه 1388/05/11 :: 1:14 بعد از ظهر :: نويسنده : محمد ایل بیگی
درباره وبلاگ ![]() به نام نامی نام ده نام آوران ... دوستان عزیز / سلام . ممنونم ازاینکه به وبسایت من اومدید . محمد ایل بیگی هستم . خبرنگار صدا و سیما . امیدوارم بتونم مطالبی جالب و ارزنده و آموزنده رو براتون تو این وبسایت بگذارم . منتظر کامنت های شما هستم . فعلا . . . موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها |
||